يحيى السهروردي ( شيخ اشراق )
مقدمهء مصحح 22
مجموعه مصنفات شيخ اشراق
بعد از اين اگر واقف شود بسخنان « 1 » او ، در آن هنگام مىداند كه او در مكاشفات ربّانى و مشاهدات روحانى آيتى « 2 » است از آيات سبحانى ، بحرى است كه بغور او نرسيدهاند غوّاصان روزگار بوقلمون ، و نشناختهاند غايت آن را مگر راسخين . ( 3 ) امّا حكمت بحثى ، بتحقيق كه او محكم گردانيد اساس و بنيان آن را و استوار ساخت قواعد و اركان آن را و تعبير كرد از معانى صحيحهء لطيفهء آن بعبارات دلپذير و الفاظ مختصر ، و متقن ساخت آن را « 3 » بنوعى كه مزيدى بر آن درّ يتيمهء اذهان متصوّر نيست ، خصوصا در كتاب « مشارع و مطارحات » كه در آنجا استيفاى ابحاث « 4 » متقدّمين و متأخّرين نموده است و اصول و قواعد حكماى مشائين را ابتر كرده و برهم زده است ، و استوار گردانيده آراء و معتقد حكماى پيشين را . و اكثر اين بحثها و ايرادات و مناقضات و سؤالات از تصرّفات ذهن سليم و طبع مستقيم پر از « 5 » مكنونات علم قويم اوست ، و اين اقوى شاهد است بر قوّت او در حكمت بحثى و علوم رسمى . ( 4 ) بدان كه فهميدن كلام او و شناختن « 6 » اسرار و رموزاتش در غايت صعوبت و دشوارى است كسى را كه طريقهء او را مسلوك نداشته باشد ، زيرا كه او حكمت خود را مبتنى بر اصول كشفى و علوم ذوقى ساخته است ، و كسى كه اصول آن را كما هو استوار نفرمود ، فروع « 7 » را از آن استنباط و استخراج نتوانست نمود . و هر كه عنان نفس را از تعلّقات دنيا و آخرت
--> ( 1 ) بسخنان : سخنان F , ) وقف بعد هذا على كلامه A ( ( 2 ) آيتى : نهايه A ( 3 ) و متقن ساخت آن را : معتدلى لطر F ) و اتقنها اتفاقا A ( ( 4 ) ابحاث : زيجات F ) بحوث A ( ( 5 ) پر از سرار F - A ( 6 ) و شناختن : شناختن F ( 7 ) فروع : و فروع F